![]() |
![]() |
|
| ای که می پرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست |
|
مرا بـــبــــــــــر! روزگار سختي است ......! آدمها خشكند ... حقايق تلخند ..... روياها شوكران ! جوي هاي روان تنگ اند و درختان قطور ضعيف ! خورشيد گرم است و سوزان .. ماه بي خيال و فروزان! مي دانم . من مي دانم . تو هم مي داني ... همه مي دانند ... روزگار عجيبي است ! انسانها در ميان خرابه هايي که زيبايشان مي نامند مي زينند و به آن عشق مي ورزند. و اينچنين بر حقارت خود دامن مي زنند ... و من به دور از هياهوي آدمک هاي دل خوش ... همچنان در خود فرو مي روم . هر چه بيشتر در ميانشان مي زينم دورتر مي شوم و غربيه تر ! آري ... معصوميت كودكيهايم گم شده است ، اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و ساده دل! و همچنان در انتظار ، در انتظار ظهور باغي از جنس اقاقي ، كه مرا از خود و خويشتن ها برهاند و به سر منشا خود بازگرداند . و رسيدن به خدايي که در اين نزديکيست ... من اينجا تنها ماندم ، خدايا مرا به بغضي که از تو مي شکند بسپار ، مرا به باد هاي تندِ رهاکننده ي گويا ... مرا تا هميشه به باران شوينده بسپار . انتظار سخت ترين مجازاتي است كه برايم در نظر گرفته اي. پروردگارا ! مرا بـــبــــــــــر!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 17:15 توسط سارا |
|
|
میدونم رو آینه ی قلب کوچیکت پراز غبار غصه میدونم که پاکی عشق پیش تو رنگشوباخته شده قصه میدونم تنگه غروبه باخودت تنها نشستی میدونم به روی قلبت همه ی درهاروبستی میدونم مثه یه سایه تورو تنها نمیذاره اون غم تلخ جدایی که حالا مثل یه یاره میدونم حرمت عشقودیگه هیچکی نیمیدونه جورمیشه صدتا بهونه وقتی که میخواد نمونه امااین بازیه عشقه گاهی تلخه گاهی شیرین ازمیون رهگذرها یکی است اون یار دیرین توی این شهردورنگی پرازقلبای سنگی کلید قلب طلاتونسپاری دست زرنگی امااون خدای خوبیس میشناسه قلب گلت رویه روزی برات میاره مرهم زخم دلت رو
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 18:53 توسط سارا |
|
|
دلم انگاري گرفته ، قد بغض ياكريم ها عصر جمعه توي ايون ، ميشينم مثل قديما تو دلم ميگم آقا جون ، تو مرادي من مريدم من به اندازه ي وسع ام ، طعم عشقتو چشيدام كاشكي از قطره ي اشكت ، كمي آبرو بگيرم يعني تو چشمه ي چشمات ، با نگات وضو بگيرم براي لحظه ي ديدار ، از قديم ها نقشه داشتم يه دونه هديه ي ناچيز ، واسه تو كنار گذاشتم يادمه يكي بهم گفت هر كي تنهاست توي دنيا يه دونه نامه ي خوش خط بنويسه واسه آقا كاغذ نامه رو بعدش توي رودخونه بريزه بنويسه واسه مولاش خاطرت خيلي عزيزه خاطرت خيلي عزيزه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:39 توسط سارا |
|
|
اي سرچشمه وجود ، اي خداي مهربان ، اي كسي كه بخشندگيت از وسعت دريا ها و اقيانوس ها فراتر است .تو را ميخوانم با دلي پر شور و پر اميد تو را ميخوانم در لحظه ايي كه حتي نور ستارگان برايم درخششي ندارد تو را ميخوانم به وقت حضور عشق در دلهاي عاشق تو را ميخوانم چون ،مجنون نام تو ميباشم با ياد توست كه من گره هاي ريسمان دلم را در سختي ها و دشواري ها مي گشايم و با يادتوست كه زورق دلم در درياي الطاف تو در تلاطم است مي دانم با اراده تو هر اراده اي اوج ميگيرد قلم بدون اراده ات به جوهر كلام خواهد خشكيد تنها تو را ميدانم و مي خوانم چرا كه در ظلمات تنگي هايم مي توانم از سرچشمه ي انوار وجودت دريچه اي از نور را دريابم اين را ميدانم آنقدر عظيم و بزرگ هستي كه وصف تو در كلام من نمي گنجد ولي با اين اوصاف دلم را آرامش ميبخشم . پروردگارا : تو را به عظمت اقيانوس و دريايي ميدانم كه ما بندگان قطره هاي آن درياييم . مارا درياب اي پروردگار جهانيان . خواسته اي كه برخاسته از اين دل من مي باشد اين است كه مي خواهم هر چه زودتر در ظهور مهديت تعجيل كني چرا كه با آمدنش عدل و داد را برقرار خواهد كرد و اين جامعه اي را كه پر از فساد است تميز خواهد داد . ۱۴/ ۵/ ۸۸
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:3 توسط سارا |
|
|
دلم گرفته دریا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 18:30 توسط سارا |
|
|
همه می گن که شیشه احساس نداره اما اما وقتی روی شیشه بخار گرفته نوشتم دوست دارم خیلی اروم اشک ریخت و گریه کرد! ازم پرسیدی منو بیشتر دوست داری یا زندگیت رو؟ گفتم زندگیم رو قهر کردی وبرای همیشه رفتی ولی نمی دونستی که خودت همه زندگی منی مقدس ترین کلمه خداوند ... زیبا ترین کلمه عشق ... پر احساس ترین کلمه محبت ... پر معنی ترین کلمه نگاه ... عالی ترین کلمه دوستی ... تلخ ترین کلمه جدایی ... دردناک ترین کلمه خیانت ... بدترین کلمه تمسخر ... عاشقانه ترین کلمه ... تو !!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:29 توسط سارا |
|
|
هيچ كس نمي تواند چيزي را به شما بياموزد جز آنچه كه در افق ديد و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده ايد . هر افتادني همان برخاستن است ، آن كس كه به اين حقيقت ايمان دارد به راستي خردمند است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 16:28 توسط سارا |
|
|
وقتي از دريچه ي نگاه زندگي به سرنوشت خود مي نگرم به طور مبهمي مغروق آرزوهاي خويش مي شوم خلاء روياهايم تلاطم ياس را مغرورانه در مقابل ديدگانم به تصوير ميكشد هويت لحظه ها به آرامي گم مي شود خنجر بي صدايي حضور بودن را با بي رحمي مي درد سكوت لحظه ها اينگونه تفسير نمي شود اين باور من است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:5 توسط سارا |
|
|
زندگي همچون رودي بزرگ كه به دريا ميرود ،دامان خدا را ميجويد . خورشيد هنوز طلوع ميكند . فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است. بهار مدام مي خرامد و دامن سبزش را بر زمين ميكشد . امواج دريا ، آواز مي خوانند ، بر مي خيزند و خودرا در ساحل گم ميكنند . گل ها باز ميشوند و جلوه ميكنند و ميروند . نيستي نيست . هستي هست . پايان نيست . راه هست .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 10:59 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نام : سارا
عنصر و جود : آتش رشته ي تحصيلي مورد علاقه : مهندس كامپيوتر ، روان پزشكي . رنگ مورد علاقه : تمام رنگ ها به غير از مشكي . ورزش مورد علاقه : بسكتال ، فوتبال ، هند بال و ورز شهاي رزمي . كتاب هاي مورد علاقه : بيو گرافي ، علمي و تخيلي ، طنز و داستان . گل مورد علاقه : تمامشون ، به نظر من تمام گلها نماد ي از زيباي هاي نا محدود خداوند شخصيت : ثابت ، رك و بي غل و غش ، فعال . سلام ورود شما را به وبلاگم خوش آمد میگم. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 |
|
RSS
|